خرید بک لینک

بررسي ارتباط آموزشهاي فني و حرفه اي رسمي (رشته هاي الكترونيك، الكتروتكنيك) با نيازهاي بازار كار از نظر مديران صنايع

در اين پژوهش از آمار توصيفي همچون ميانگين، انحراف استاندارد، و درصد و همچنين از آمار استنباطي همچون آزمون T تك نمونه اي، جهت پاسخگوئي به سؤالات تحقيق استفاده شده است. همچنين جمع آوري اطلاعات از طريق پرسشنامة محقق ساخته صورت گرفته است.

به طور كلي، نتايج بدست آمده حاصل از اين پژوهش به شرح زير مي باشد:

– دانش فارغ التحصيلان هنرستانهاي فني و حرفه اي رسمي (رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك) از نظر مديران صنايع در مناطق 9 و 10 شهر تهران در حد متوسط مي باشد.

مهارت فارغ التحصيلان هنرستانهاي فني و حرفه اي رسمي (رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك) از نظر مديران صنايع در مناطق 9 و 10 شهر تهران در حد متوسط مي باشد.

مديران صنايع (مديران فني، توليد و آموزش) كارخانه ها و مؤسسات مرتبط در مناطق 9 و 10 شهر تهران، نسبت به بر1 هاي آموزشي مراكز آموزش فني و حرفه اي رسمي، شناخت كمي دارند.

مديران صنايع، ميزان قابليت مهارتهاي آموزشي فارغ التحصيلان مراكز فني و حرفه اي رسمي (رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك) را با پيشرفتهاي فناوري كم برآورد مي كنند.

مديران صنايع (مديران فني، توليد و آموزش) كارخانه ها و مؤسسات مرتبط در مناطق 9 و 10 شهر تهران، مهارت داشتن فارغ التحصيلان هنرستانهاي فني و حرفه اي (رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك) در فناوري اطلاعات و ازتباطات (ICT) را انطباق بيشتر دانش و مهارت تخصصي آنها با نيازهاي بازار كار را بيشتر از زياد برآورد كرده اند.

فصل اول

كليات تحقيق

مقدمه

تاريخ رشد و توسعه اقتصادي، با هماهنگي و تركيب دانش فني و به كارگيري منابع و نيز وابستگي روزافزون به كاربرد تكنولوژي همراه بوده است.

استفاده از تكنولوژي و دانش فني در سازمانها، شركتها و جوامع همواره متفاوت بوده و تا حدود زيادي بستگي به جديت و مهارتهاي خلاق منابع انساني و عوامل فرهنگي و اجتماعي داشته است. (سبحان الهي، مديريت و توسعه)

عملكرد يك سازمان وقتي مي تواند مطلوب و مناسب باشد كه نيروهايي ذيصلاح و با كيفيت در آن وجود داشته باشند و سازمان بتواند از آن در مناسب ترين شغل استفاده كند.

در واقع نيروي پيش برندة ماشين و تكنولوژي انسانها هستند. امروزه براي ادامة حيات در بازار رقابت فقط استفاده از تكنولوژي و دانش فني كافي نيست، چرا كه سرعت رشد به اندازه اي است كه فرصت يادگيري را بسيار كوتاهتر و درنتيجه، استفادة به موقع و به روز از تكنولوژي را براي رقابت پيچيده تر كرده است. لذا توليد دانش فني و تكنولوژي براي رقابت، از عوامل اساسي براي ادامة حيات هر سازمان، شركت و جامعه محسوب مي شود.

اين كار فقط با منابع انساني مستعد و با كيفيت و در اختيار داشتن ابزار مناسب و لازم عملي است. لذا ثروت اساسي يك سازمان، نيروي انساني با دانش و مهارت (يعني سرمايه هاي فكري) آن سازمان است.

علي رغم نقش كليدي آموزش فني و حرفه اي در توسعه اقتصادي و اجتماعي كشور كه مورد اذعان و حتي تاكيد اغلب سياستمداران و صاحبنظران است. اين آموزش هاي پرهزينه از لحاظ پاسخ گوئي به انتظارات جامعه و سؤال اصلي نظام آموزشي (= چه آموزشي با چه كيفيتي و به چه ميزان؟?) در موقعيت قابل دفاع قرار ندارد. زيرا هرساله خسارت هاي بسيار زيادي از اين بابت به كشور وارد مي آيد ولي اين روند رو به رشد تداوم دارد، كه اين وضعيت ريشه در نگرش نادرست به آموزش فني و حرفه اي دارد. علت بروز معضل آموزش فني و حرفه اي اين است كه به هر صورت، تعاملي بودن اين آموزش ها به دست فراموشي سپرده شده است. مجريان آموزش فني و حرفه اي، آن را پديده اي صرفاً آموزشي مي بينند. تصميمات آموزشي تنها توسط مقامات آموزشي و اغلب بدون اطلاع كافي از نيازهاي شغلي و نظر طرف هاي ذينفع اتخاذ مي شود. (ملكي، 1381، صفحة 186)

آموزش به حكم انجام تكليف، عادت، امكانات موجود و يا روحيه توسعه طلبي تحقق مي يابد و بر همين اساس نيز به سؤالات اصلي نظام آموزش فني و حرفه اي پاسخ داده مي شود. اما آموزش فني و حرفه اي داراي دو وجه توأمان آموزشي و شغلي است كه ميان آنها به صورت بالقوه تعامل برقرار است. لذا مزيت قابليت استفاده از اطلاعات بازخوردي و مكانيسم خوداصلاحي مي تواند در عمل وجود داشته باشد. در آموزش فني و حرفه اي نظامند زمينه مشاركت در تصميم گيري و انجام هزينه فراهم است.

رشته هاي آموزشي، مواد آموزشي، تعداد آموزش گيرنده، محل اشتغال و … از نتيجه تعامل و عوامل طرف هاي آموزشي (دستگاهاي مجري آموزش) و طرف هاي شغلي (دستگاههاي بهره بردار از محصول آموزش، كارآموزان، اوليا، كارفرمايان و …) تعيين مي شود.

لذا نواقص و اشكالات آموزش به تدريج در طول زمان رفع مي شود و ناهماهنگي دانش و توانمنديهاي آموزش ديدگان فني و حرفه اي از لحاظ كمي و كيفي و از نظر مكاني يا زماني با خواسته متقاضيان كم تر رخ خواهد داد. به اين دلايل تعاملي ديدن آموزش فني و حرفه اي و فراهم كردن امكان تحقق هرچه بيشتر آن، اساسي ترين قدم براي اصلاح اين آموزش ها خواهد بود.

بيان مسئله:

چنين به نظر مي رسد كه هنرجويان فني و حرفه اي به جايگاه و پايگاه شغلي قابل ملاحظه اي كه نمود موجهي در بازار كار كشور داتشه باشد، دست نيافتهاند. و به رغم هزينه هاي سرشاري كه صرف تجهيز اين نيروها شده، در بازار كار ايران بها و اهميت مناسبي بدان داده نشده است، در حالي كه، از طريق تجهيز و تربيت اين گونه نيروها مي توان سريع تر به پيشرفت هاي اقتصادي و اجتماعي مورد نظر رسيد. چون آموزش هاي فني و حرفه اي، در قياس با آموزش هاي عالي از مزيت و قابليتهايي به شرح زير برخوردار است:

الف) هزينه بري اقتصادي كمتر فرآيند تجهيزات

ب) بازدهي سريع تر اقتصادي

ج) پاسخ دهي و ارضاء سريع تر نيازها و احتياجات فوري و آني بازار كار به مهارت ها و حرفه ها

د) انعطاف پذيري و قابليت انطباق با تغييرات تكنولوژي

هـ) تنها منبع تكميل كننده حلقه ارتباطي بين نيروي انساني سطوح بالا و سطوح پائين جامعه شغلي

و) بالا بودن زمينه هاي خوداتكايي شغلي و كار آفريني و در نتيجه وابستگي كمتر به نظام هاي مزد و حقوق بگيري و …

شايد به خاطر همين ويژگي هاي ارزنده است كه امروزه در بسياري از جوامع در حال رشد به خصوص آن ها كه دچار تنگناهاي مالي و سرمايه اي شديدتري، هستند، ايجاد انگيزه هايي كه مشوق روي آوري و گرايش منابع انساني به آموزش هاي فني و حرفه اي شود، به كانوني ترين دلمشغولي هاي سياست هاي توأم آموزش و اشتغال و مطمئن ترين راه غلبه بر بحران هاي ناشي از كمبود كادرهاي ماهر و پديده شكل گيري مازاد نيروي كار تبديل شده است. (متوسلي، صفحه 24)

آنچه اين تحقيق به دنبال آن است، بررسي ارتباط آموزشهاي فني و حرفه اي رسمي (رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك) با نيازهاي بازار كار مي باشد. در اين تحقيق ديدگاه مديران توليد، فني و آموزش كارخانه ها و مؤسسات توليدي، به دليل مشاهدة عيني و عملي دانش و مهارت فارغ التحصيلان اين رشته ها و همچنين مطلع بودن از ميزان دانش و مهارت مورد نياز در صنايع، با توجه به تغييرات تكنولوژي، مورد بررسي و پژوهش قرار گرفته است.

اهميت و ضرورت پژوهش

در مسير انتقال نوين و متغير تكنولوژي و صنعت در هزاره سوم كه بنيانهاي فلسفي، علمي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي جوامع دچار دگرگونيهاي عميق خواهد شد و جوامع بشري عملاً ويژگي هاي دورة پست مدرنيسم را در خود تجلي مي دهند، جوامع با چالش هاي متعددي مواجه خواهند شد.

نظام آموزشي مي تواند در انطباق، هماهنگي و اعتدال مجدد جوامع با شرايط جديد نقش مهمي را ايفا نمايد. در اين رهگذر يكي از مقولات مهم، رسالت بسيار اساسي نظام آموزشي، فراهم كردن شرايطي است كه در آن نيروهاي تحصيلكرده بتوانند از مهارتها، توانائيها و قابليت هاي كليدي متناسب با نيازها و شرايط دنياي صنعت و بازار مشاغل فردا برخوردار شوند. (عزيزي، 1381)

بنابراين بايد با تحقيق و پژوهش در مورد دانش ها و مهارتهاي مورد نياز بازار كار، برنامه هاي آموزش فني و حرفه اي به سوي همگام شدن با پيشرفت هاي تكنولوژي سوق داده شود، تا با تربيت نيروي انساني كارآمد كه يكي از مؤلفه هاي مهم توسعه مي باشد، ميزان رشد و توسعة اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور را تسهيل و تسريع نمائيم.

اهداف تحقيق:

اهداف اين تحقيق شامل:

بررسي ميزان دانش و مهارت فارغ التحصيلان رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك، هنرستانهاي رسمي.

بررسي ميزان مطلع بودن مديران صنايع مؤسسات توليدي الكترونيك از برنامه هاي آموزشي هنرستانهاي فني و حرفه اي رسمي.

بررسي ميزان تطابق مهارتهاي آموزشي فارغ التحصيلان فني و حرفه اي رسمي (رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك) با پيشرفتهاي فناوري

بررسي نقش، فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) در كمك كردن به انطباق بيشتر دانش و مهارت تخصصي اين فارغ التحصيلان با نيازهاي بازار كار.
اين تحقيق در تبيين و ارائه راهكارهاي مناسب، جهت تربيت و آموزش نيروهاي ماهري كه مطابقت بيشتري با نيازهاي بازار كار و پيشرفت فناوري روز داشته باشند، تأثيرگذار خواهد بود.

سؤالات تحقيق:

از نظر مديران صنايع (مديران فني، توليد و آموزش)، فارغ التحصيلان فني و حرفه اي رسمي رشتة الكترونيك، تا چه اندازه از دانش كافي جهت اشتغال در مراكز صنعتي مرتبط، برخوردار هستند؟

از نظر مديران صنايع (مديران فني، توليد و آموزش)، فارغ التحصيلان فني و حرفه اي رسمي رشته الكتروتكنيك، تا چه اندازه از دانش كافي جهت اشتغال در مراكز صنعتي مرتبط برخوردار هستند؟

از نظر مديران صنايع (مديران فني، توليد و آموزش)، فارغ التحصيلان فني و حرفه اي رسمي رشتة الكترونيك، تا چه اندازه از مهارت جهت اشتغال در مراكز صنعتي مرتبط برخوردار هستند؟

از نظر مديران صنايع (مديران فني، توليد و آموزش)، فارغ التحصيلان فني و حرفه اي رسمي رشتة الكتروتكنيك، تا چه اندازه از مهارت كافي جهت اشتغال در مراكز صنعتي مرتبط برخوردار هستند؟

تا چه اندازه مديران صنايع (مديران فني، توليد و آموزش) مناطق 9 و 10 شهر تهران (مؤسسات و كارخانه هاي مرتبط با رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك) نسبت به برنامه هاي آموزشي مراكز آموزش فني و حرفه اي رسمي شناخت دارند؟

از نظر مديران صنايع (مديران فني، توليد و آموزش)، كارخانه ها و مؤسسات مرتبط مناطق. 9 و 10 شهر تهران، تا چه اندازه مهارتهاي آموزشي فارغ التحصيلان مراكز آموزشي فني و حرفه اي رسمي (رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك)، با پيشرفتهاي فناوري قابل انطباق است؟

از نظر مديران صنايع (مديران فني، توليد و آموزش) شهر تهران، مهارت داشتن فارغ التحصيلان هنرستانهاي فني و حرفه اي رسمي (رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك) در فناوري هاي اطلاعات و ارتباطات (ICT) تا چه اندازه مي تواند به انطباق بيشتر دانش و مهارت تخصصي آنها با نيازهاي بازار كار، تأثير داشته باشد؟
تعاريف عملياتي:
آموزش فني و حرفه اي:

آن نوع فعاليت هائي است كه مي تواند فرد را براي احراز شغل، حرفه، كسب و كاري آماده كند و يا كارائي و توانائي فرد را در انجام امور تقويت نمايد. (ناصر حق جو، فصلنامة هماهنگ).

بازار كار:

شامل تمام مؤسسات، كارگاهها و كارخانه هائي كه از 100 نفر بيشتر پرسنل داشته و به نحوي با رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك مرتبط باشند و در بخش صنعت كشور اعم از دولتي و خصوصي به ويژه در مناطق 9 و 10 شهر تهران فعاليت مي نمايند.

نياز:

نياز در ساده ترين شكل آن، فلاصله بين آنچه هست و آنچه كه بايد باشد، است. يا فاصله ميان نتايج جاري و نتايج مورد نظر مطلوب (راجر كافمن و جري هرمن)

پيشرفتهاي فناوري:

منظور پيشرفت هائي است كه در دستگاهها و ابزارآلات جديد صورت مي گيرد، كه لازمة استفاده از آنها، داشتن دانش و مهارت ويژه است.

مديران صنايع: شامل مديران آموزش، مديران توليد و مديران فني مؤسسات و كارخانه هاي مرتبط با رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك مناطق 9 و 10 شهر تهران.

فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT)

ICT تكنولوژي هاي بسيار جديدي را بخدمت گرفته است كه فرايند آموزش، صنعت، مديريت، توليد و … را به چالش مي خواند و دسترسي سهل و ساده را به زنجيره اي از اطلاعات ارزشمند فراهم مي سازد (جارياني، 1381)

فصل دوم

روش اجراي تحقيق

روش اجراي تحقيق:

مقدمه:

آنچه كه در فصل سوم به آن پرداخته مي شود معرفي روش انجام پژوهش است كه مبين ارائه يك چارچوب براي شروع كار تا حصول يافته هاي تحقيق مي باشد. به همين منظور در اين فصل شاهد بيان چگونگي انجام تحقيق، نحوه گزينش نمونه گيري، روش جمع آوري اطلاعات، چگونگي بدست آوردن روايي و پايائي آزمونها و روش تجزيه و تحليل خواهيد بود. سعي شده است اين مطالب به گونه اي ارائه گردد كه در فهم بيشتر مباحث مطروحه مؤثر افتد.

جامعة آماري:

جامعة آماري، بنا بر نظر اغلب محققان – عبارت است از همة اعضاي واقعي يا فرضي كه علاقه مند هستيم يافته هاي پژوهش را به آنها تعميم دهيم. (دلاور، 1380، صفحه 120) در اين روش پژوهش جامعةآماري عبارت است از كليه مديران ردة مياني (مديران فني، توليد و آموزش) كارخانه هاي مرتبط با صنعت الكترونيك و الكتروتكنيك كه از 100 نفر بيشتر پرسنل داشته باشند و در حيطة مكاني مناطق 9 و 10 شهر تهران قرار گرفته باشند.

روش نمونه گيري:

گاهي اوقات، انتخاب نمونه به صورت مستقيم از اعضاي جامعه ممكن نيست. براي مثال، در برخي از پژوهشها امكان تهيه ليست از اعضاي جامعه امكان پذير نيست. در چنين شرايطي از نمونه گيري تصادفي خوشه اي استفاده ميشود. به اين معني كه از كلاس، مدرسه يا منطقة آموزشي به جاي فرد به عنوان واحد نمونه گيري استفاده مي شود. نمونه گيري خوشه اي شبيه نمونه گيري تصادفي ساده است. با اين تفاوت كه در نمونه گيري خوشه اي به جاي افراد، گروهها به صورت تصادفي انتخاب مي شوند. برتري نمونه گيري خوشه اي اين است كه اين روش زماني به كار برده مي شود كه انتخاب نمونه از اعضاي جامعه مشكل يا غيرممكن است. (دلاور. 1375 صفحة 110)

بنابر مواردي كه ذكر شد، روش نمونه گيري در اين پژوهش نمونه گيري خوشه اي تصادفي مي باشد، به طور كلي از بين 30 كارخانه اي كه در مناطق 9 و 10 شهر تهران شناسائي شدند، 4 كارخانه در منطقة 10 و 3 كارخانه در منطقة 9 شهر تهران به طور كاملاً تصادفي انتخاب شدند.

نمونة آماري:

حجم نمونه در اين پژوهش شامل 90 نفر از مديران ردة مياني (مديران فني، توليد، آموزش) مي باشد، كه اين 90 نفر در هفت كارخانه مشغول به كار بودند. روش انتخاب كارخانه ها به اين صورت بوده است كه اول با استفاده از اطلاعات و مدارك مركز آمار ايران، اين 30 كارخانه مرتبط در مناطق 9 و 10 شهر تهران شناسائي شدند. بعد از انتخاب خوشه اي تصادفي هفت كارخانة مورد نظر، با مراجعه به ادارة كل صنايع و معادن استان تهران و گرفتن نامة رسمي به اين كارخانه ها، اقدامات لازم جهت پژوهش صورت گرفت.

نام كارخانه هاي مورد بررسي به شرح زير است:

كارخانة پارس الكتريك، شركت شهاب، كارخانة ارج، شركت ايران سوئيچ، كارخانه جابون، شركت نوافرك، كارخانة صنعتي مهرآباد.

روش تحقيق:

با توجه به هدف پژوهش، امكانات و شرايط موجود، روش تحقيق اين پژوهش پيمايشي از نوع زمينه يابي انتخاب شده است.

تحقيق زمينه يابي عبارت است از مشاهدة پديده ها به منظور معنا دادن به جنبه هاي مختلف اطلاعات جمع آوري شده. اين تحقيق از دو مرحلة تشكيل شده است: 1) مشاهدة دقيق و نزديك پارامترهاي مورد پژوهش در جامعه 2) جمع آوري اطلاعات و معنا دادن به آنچه كه مورد مشاهده قرار گرفته است. به عبارت دقيق تر، زمينه يابي يك فرآيند پژوهشي است كه به منظور جمع آوري در بارة اين موضوعات كه گروهي از مردم چه مي دانند، چه فكر مي كنند يا چه كاري انجام دهند، اجرا مي شود. (دلاور، 1380، صفحة 141) گرچه هدف هاي تحقيق زمينه يابي، بسيارند و دامنة گسترده اي دارند، اما به طور كلي اين تحقيق سه هدف را دنبال مي كند: 1) توصيف 2) تبيين 3) كشف

ابزار جمع آوري اطلاعات

ابزار جمع آوري اطلاعات شامل يك پرسشنامة محقق ساخته است، كه شامل 51 سؤال بسته پاسخ و 1 سؤال باز پاسخ مي باشد.

طرح سؤالات مربوط به دانش و مهارت هاي مورد نياز بازار كار رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك، به اين ترتيب بوده است كه با توجه به هدفهاي كلي كتابهاي درسي كه در اين دوره ها وجود دراد به طرح سؤال پرداخته ايم، با قبول اين پيش فرض كه اين اهداف كلي بر اساس خط مشي ها و اولويت هائي كه براي توسعه صنعت در برنامه هاي توسعه، توسط سياستگذاران مملكتي تعيين مي شود، تهيه و تدوين شده اند. و هدف ما اين است كه مشخص كنيم آيا فارغ التحصيلان به اين اهداف كه با توجه به نيازهاي بازار كار و با توجه به ظرفيت و توان توسعة صنعتي توسط كارشناسان و سياستگذاران، تهيه شده است، رسيده اند يا خير.

روايي اصطلاحي است كه به هدفي كه آزمون براي تحقق بخشيدن به آن درست شده است اشاره مي كند. به سخن ديگر، آزموني روا است كه براي اندازه گيري آنچه مورد نظر است مناسب مي باشد. (سيف 1378، صفحةْ 379)

آزمون هاي مورد استفاده در آموزش و پرورش روانشناسي داراي سه هدف عمده هستند كه به سه پرسش زير پاسخ مي دهند.

آيا سؤالهاي آزمون از محتواي درس يا موضوع مورد نظر يك نمونة خوب ارائه مي دهند؟

آيا نمرات آزمون عملكرد فعلي يا آتي دانش آموزان را پيش بيني مي كنند؟

آيا نمرات آزمون با مفاهيم نظري يا سازه هايي كه آزمون براي سنجش آنها درست شده است مربوط اند؟
سه مورد بالا به ترتيب سه نوع روايي محتوايي، ملاكي و سازه را نشان مي دهند. روائي محتوايي به اين مطلب اشاره مي كند كه نمونه سوالهاي مورد استفاده در يك آزمون تا چه حد معرف كل جامعة سؤالهاي ممكن است كه مي توان از محتوا يا موضوع مورد نظر تهيه كرد. هيچ گونه روش آماري براي تعيين ضريب روايي محتوايي وجود ندارد. در عوض براي تعيين روايي محتوايي يك آزمون از قضاوت متخصصان در اين باره كه سؤالهاي آزمون تا چه ميزاني معرف محتوا و هدفهاي برنامه يا حوزه محتوايي هستند استفاده ميشود. (سيف 1378، صفحة 380)
بنا بر مواردي كه ذكر شد جهت تعيين روايي محتوايي پرسشنامه از نظرات متخصصان و كارشناسان رشتة الكترونيك و الكتروتكنيك در سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي كشور، كارشناسان آموزشي فني و حرفه اي ادارة آموزش و پرورش و همچنين از نظر اساتيد و متخصصان امر برنامه ريزي آموزشي در رابطه با سؤالات مربوط به حيطه برنامه ريزي استفاده شده است.

پايائي يك وسيلة اندازه گيري به دقت آن اشاره مي كند. يك آزمون درصورتي داراي پايائي است كه اگر آن را در يك فاصلة زماني كوتاه چندين بار به گروه واحدي از افراد بدهيم نتايج حاصل نزديك به هم باشند. (سيف، 1378، صفحة 409)

جهت تعيين پايائي اين آزمون از روش الفاي كرانباخ استفاده شده است. كه فرمول آن به شرح زير است.

ra= ضريب پايائي كل آزمون

j=تعداد بخشهاي آزمون

واريانس نمرات هر بخش آزمون

a2=واريانس نمرات كل آزمون

ضريب پايائي اين پرسشنامه مي باشد.

روش تجزيه و تحليل داده ها:

جهت تجزيه و تحليل داده ها از شاخصهاي آماري توصيفي همچون ميانگين، انحراف استاندارد و درصد و از شاخصهاي آمار استنباطي از آزمون t تك نمونه اي جهت معني داري تفاوتها استفاده شده است. و از نرم افزار SPSS جهت تجزيه و تحليل آماري استفاده شده است. فرمولهاي مورد استفاده در ذيل آمده است.

انحراف استاندارد

(دلاور، 1380، احتمالات و آمار ص 281)

نسبت T = t

ميانگين نمونه =

ميانگين فرض شده =

خطاي استاندارد ميانگين =

فصل سوم

بحث و نتيجه گيري

نتيجه گيري و ارائه پيشنهادات منبعث از تحقيق:

سؤال اول و دوم تحقيق، از نظر مديران صنايع (مديران فني، توليد و آموزش)، فارغ التحصيلان فني و حرفه اي رسمي رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك، تا چه اندازه از دانش كافي جهت اشتغال در مراكز صنعتي مرتبط برخوردار هستند؟

دانش فارغ التحصيلان هنرستانهاي فني و حرفه اي رسمي (رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك) از نظر مديران صنايع (مديران فني، توليد و آموزش) كارخانه ها و مؤسسات توليدي مرتبط در مناطق 9 و 10 شهر تهران در حد متوسط مي باشد.
با توجه به اينكه آموزش كارورزان هنرستانهاي فني و حرفه اي، به طور كلي در دو قسمت آموزش هاي نظري و آموزش هاي مهارتي صورت مي گيرد، بنابراين طبق تحقيقي كه صورت گرفته است، دانش فارغ التحصيلان كه بيشتر مربوط به امور تئوريك اين رشته است، در حد متوسط مي باشد.
نتايج تحقيقاتي كه نتيجة مورد بحث را مورد تأئيد قرار مي دهند شامل:

خانم نازنين ملاح (81-1380) در تحقيق خود نشان مي دهد كه:

آموزشهاي هنرستانهاي حرفه اي دولتي دخترانه استان گلستان از نظر ميزان هماهنگي آموزشهاي هنرستاني با نيازها و شرايط واقعي محيط كار در وضعيت متوسط تا نسبتاً خوب قرار دارند.

آموزشها از نظر تأثير در جذب بازار كار شدن فارغ التحصيلان و هماهنگي رشتة تحصيلي با شغل فارغ التحصيلان داراي شرايط خوبي مي باشند.

فارغ التحصيلان در انجام وظايف شغلي در بدو شروع به كار داراي توانائي نسبتاً خوب يا متوسطي مي باشند.

رحيميان (1375) در مطالعه اي پيرامون موانع جذب فارغ التحصيلان آموزشهاي فني و حرفه اي ديپلم و بالاتر گزارش مي كند كه فقدان زمينههاي كافي براي اشتغال فارغ التحصيلان و ضعف بازار كار در جذب آنان به دليل تراكم نيروي انساني در بازرار كار و عدم ايجاد فرصتهاي شغلي جديد كه هم مسأله متناسب با ميزان فارغ التحصيلان فني بايد اضافه شود، يكي از موانع اساسي جذب فارغ التحصيلان مي باشد كه غالباً به اشتباه، اين معضل را به ناكارآمدي دروس و آموزشهاي فني آنها تبيين مي نمايند. آنچه كه قابل تأمل است اين است كه، اگرچه سطح دانش فارغ التحصيلان در حد متوسطي مي باشد، اما شايان ذكر است كه حد متوسط با ايده آلها و آنچه كه لازمة توسعه صنعتي مورد نظر سياستگذاران مي باشد، نيست. پس با توجه به اين امر، ضرورت اصلاح و بازنگري برنامة درسي مدارس فني و حرفه اي مطرح مي گردد. كه به عنوان عاملي پراهميت در بهبود اهداف، ساختار وروشهاي برنامه ريزي درسي، مد نظر قرار مي گيرد. در زير به ارائه تحقيقات و پيشنهاداتي كه در اين مورد در كشورهاي ديگر صورت گرفته است مي پردازيم، و سپس پيشنهاداتي را جهت اصلاح برنامة درسي ارائه مي نمائيم.

تحقيق در كانادا، راجع به مهارتهاي اساسي مورد نياز بازار كار از ديدگاه كارفرمايان، لروكس و لافير (1995) مهارتهايي كه به افزايش شانس اشتغال افراد كمك مي كند را در سه گروه ذيل دسته بندي كرده اند:

مهارتهاي علمي، شامل مهارتهاي ارتباطي، تفكر انتقادي، توانائي حل مسئله، تشخيص اهميت نياز به يادگيري براي زندگي.

مهارتهاي مديريت شخصي شامل توانايي تعيين اهداف، اقدام مسئولانه، اعتماد به نفس، پيش قدمي در امور و دارا بودن ديدگاههاي قابل پذيرش.

مهارتهاي كار تيمي شامل توانائي كار با ديگران، احترام قايل شدن نسبت به ديگران و توانائي رهبري و هدايت ديگران.
(Lerouk,J.A and Lafbrur 1995, P.189-196.)
پژوهشگران در يك پروژه تحقيقي در بريتانيا كه در صدد تعيين جايگاه آموزش عمومي از ديدگاه كارفرمايان مراكز صنعتي و تجارتي بودند، به اين نتيجه رسيدند كه، نظام تعليم و تربيت بايد نسبت به الف) گسترش و توسعه ديد دانش آموزان ب) بهبود نقش و مهارت آنان در ارتباط و ج) افزايش دانش عمومي آنان به عنوان يك بستر اساسي در اين آموزشها اهتمام مي نمايند.

(Pullen, P, and startup, R, 1985, P101-105)

مطالعه اي ديگر در آمريكا نشان مي دهد كه كافرمايان در جستوي نيروهايي هستند كه مي دانند چگونه ياد بگيرند، در حل مسايل توانا باشند، بطور خلاق فكر مي كنند، اعتماد به نفس بالايي دارند، اهداف خود را تعيين مي كنند، در رشد شخصي و شغلي خود كوشا مي باشند و در روابط اجتماعي و مذاكره در گروه تسلط داشته و در جهت اثربخشي سازمان و رهبري آن به سوي اهداف مورد نظر تلاش مي كنند.

(Law, D.A, and People, J.D, 1990)

بنابراين با توجه به مطالعات و تحقيقات به عمل آمده و نگاه نوين به رويكردهاي جديد برنامة درسي اصلاح و پيشرفت برنامة درسي آموزشهاي فني و حرفه اي در رابطه با اين دو گرايش مورد بررسي (الكترونيك و الكتروتكنيك) پيشنهادات زير ارائه مي گردد:

توانايي دانش آموزان را در خواندن و درك مطلب، مهارتهاي ارتباط نوشتاري و گفتاري، مهارتهاي رياضي كاربردي، روشهاي تفكر و حل مسئله و پردازش اطلاعات افزايش دهند.

فرصتهاي بيشتري را براي دانش آموزان ايجاد نمايند تا در تيمهاي كاري مختلف فعاليت نمايند، مسائل را حل كنند، با تغييرات سازگار گردند، توانائي رهبري خويش را آشكار سازند و براي يادگيري خود مسئوليت بپذيرند.

در كلاسهاي درس تمركز بر معلم و كتاب درسي را به حداقل برسانند.

بر آموزش زبانهاي خارجي اهتمام نمايند.
سؤالهاي سوم و چهارم تحقيق:
از نظر مديران صنايع (مديران فني، توليد و آموزش)، فارغ التحصيلان فني و حرفه اي رسمي (رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك) تا چه اندازه از مهارت كافي جهت اشتغال در مراكز صنعتي مرتبط برخوردار هستند؟

مهارت فارغ التحصيلان هنرستانهاي فني و حرفه اي (رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك) از نظر مديران صنايع (مديران فني، توليد و آموزش) كارخانه ها و مؤسسات توليدي مرتبط در مناطق 9 و 10 شهر تهران در حد متوسط مي باشد.

تحقيق كه نتيجة مورد بحث را مورد تأئيد قرار مي دهد شامل:

مهري نوحي (1375)، در تحقيق خود، اشتغال فارغ التحصيلان دختر آموزشكده هاي فني و حرفه اي را بررسي نموده و به اين نتيجه رسيده است كه اكثر فارغ التحصيلان دختر در رشته تخصصي خود جذب بازار كار شده اند و همچنين اكثر مديران كارخانجات ميزان مهارت فارغ التحصيلان را درسطح قابل قبولي دانسته اند.
جهت افزايش سطح مهارت فارغ التحصيلان در اين زمينه، افزايش سرمايه گذاري هم از لحاظ تجهيزات و منابع كالبدي و هم از لحاظ نيروي انساني كارآزموده تر در اين بخش از طرف مسؤلان و سياستگذاران امري ضروري و با اهميت است.
پر واضح است كه هر روز تجهيزات و ابزارهاي مورداستفاده در كارخانه ها، پيشرفته تر و پيچيده تر خواهد شد كه استفاده كردن از آنها مستلزم دانش و مهارت ويژه مي باشد. بنابراين جهت همراهي كردن هنرستانهاي فني با اين پيشرفتها، لازم است كه كارگاههاي اين هنرستانها هم مجهز به دستگاه ها و ابزار آلات پيشرفته باشند تا بتوانند همگام و در جهت نيازمنديهاي بازار كار گام بردارند. كه اين امر مستلزم سرمايه گذاري بيشتر در اين بخش مي باشد. از طرف ديگر افزايش سطح مهارت فارغ التحصيلان هنرستانها مستلزم استفاده از مربيان آموزشي كارآمد و مجربي است كه دانش و مهارت آنها در سطح نسبتاً بالائي بوده و همچنين دانش و مهارت آنها (مربيان آموزشي) با پيشرفتهاي فناوري همگام و به روز باشد، جهت تحقق اين امر، اهتمام و توجه بيشتر به برنامه هاي آموزشي اين مربيان كه در مراكز و مؤسسات آموزش عالي تحصيل مي كنند، امري ضروري بوده و از طرف ديگر استفاده از دوره هاي آموزش ضمن خدمتي كه بتواند نوآوري ها و پيشرفتهاي حاصله را در بخشهاي تخصصي مربوطه، به اين مربيان انتقال دهد امري لازم و ضروري است.

سؤال پنجم تحقيق، تا چه اندازه، مديران صنايع (مديران فني، توليد و آموزش) مناطق 9 و 10 شهر تهران (مؤسسات و كارخانه هاي مرتبط با رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك) نسبت به برنامه هاي آموزشي مراكز آموزش فني و حرفه اي رسمي شناخت دارند؟

مديران صنايع (مديران فني، توليد و آموزش) كارخانه ها و مؤسسات توليدي مرتبط در مناطق 9 و 10 شهر تهران، نسبت به برنامه هاي آموزشي مراكز آموزش فني و حرفه اي رسمي، شناخت كمي دارند.

در واقع يكي از راهبردهايي كه مي تواند آموزشهاي فني و حرفه اي را با نيازهاي بازار كار متصل كند، مشاركت مديران صنعت در امر برنامه ريزي آموزشهاي فني و حرفه اي است. بنابراين بايد ترتيباتي اتخاذ شود كه برنامه هاي آموزشي مراكز فني و حرفه اي رسمي در مناطق مختلف با همكاري و مشاركت مديران صنايع همان منطقه تهيه و تدوين شوند تا ميزان انطباق اين آموزشها با نيازهاي بازار كار بيشتر شود. بنابراين پيشنهاد مي شود در هر منطقة آموزشي، شورائي مركب از مديران صنعت همان منطقه و مسئولين آموزش و پرورش فني و حرفه اي تشكيل شود.

سؤال ششم تحقيق، از نظر مديران صنايع (مديران فني، توليد و آموزش) كارخانه ها و مؤسسات مرتبط مناطق 9 و 10 شهر تهران، تا چه اندازه مهارتهاي آموزشي فارغ التحصيلان مراكز آموزش فني و حرفه اي رسمي (رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك) با پيشرفتهاي فناوري قابل انطباق است؟

مديران صنايع (مديران فني، توليد و آموزش) كارخانه ها و مؤسسات مرتبط در مناطق 9 و 10 شهر تهران، ميزان قابليت مهارتهاي آموزشي فارغ التحصيلان مراكز فني و حرفه اي رسمي (رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك) را با پيشنهادهاي فناوري كم برآورده مي كنند. به نظر مي رسد كه يك هماهنگي بالائي در تعيين مهارتها و قابليت هاي مورد نياز كارگران آينده متناسب با شرايط جديد شغلي، صنعتي و اقتصادي به چشم مي خورد، در واقع در متون جديد و مرتبط با اين بحث تأكيد بيشتر بر انعطاف پذيري و سازگاري كارگران آينده بوده همچنانكه بر قابليت انتقال مهارتهاي نيروي كار نيز بعنوان عاملي مهم در اقتصاد در حال تغيير تأكيد گشته است. طوري كه چنين قابليتي نه تنها امكان حركت كارگران را از شغلي به شغل ديگر ممكن مي كند، بلكه حركت آنان را نيز از يك بخش صنعتي به بخش ديگر ميسر مي سازد. از آنچه كه در بالا ذكر شد مي توان نتيجه گرفت كه نيروهاي كار آينده جوامع چند مهارته خواهند بود و فقط كساني مي توانند حضور خود را در چنين فضائي حفظ كنند كه بتوانند تغييرات را بعنوان واقعيتي مهم بپذيرند و و با حداقل كوشش و آموزش خود را با آن وفق دهند.

سؤال هفتم تحقيق، از نظر مديران صنايع (مديران فني، توليد و آموزش) مناطق 9 و 10 شهر تهران، مهارت داشتن فارغ التحصيلان هنرستانهاي فني و حرفه اي رسمي (رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك) در فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات (ICT) تا چه اندازه مي تواند به انطباق بيشتر دانش و مهارت تخصصي آنها با نيازهاي بازار كار، تأثير داشته باشد؟

مديران صنايع (مديران فني، توليد و آموزش) كارخانه ها و مؤسسات مرتبط در مناطق 9 و 10 شهر تهران، مهارت داشتن فارغ التحصيلان هنرستانهاي فني و حرفه اي (رشته هاي الكترونيك و الكتروتكنيك) در فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) را جهت انطباق بيشتر دانش و مهارت تخصصي آنها با نيازهاي بازار كار را بيشتر از زياد برآورد كرده اند.
در كنار توسعه و تغيير ماهيت اقتصاد جوامع به «اقتصاد اطلاعات محور» و تلاش براي ارائه يك الگوي اداري بهتر و كارآمدتر كه بر پتانسيل بكارگيري از تكنولوژي برتر مبتني است، توسعه شبكه هاي ملي كامپيوتري و انجام امور اداري ياز طريق ارتباطات الكترونيكي، ضرورت تسلط و كارآمدي افراد در سواد كامپيوتري را بعنوان يك نياز اساسي نيروي كار آينده مطرح مي كند.
بهره گيري سريع از تكنولوژي و ضرورت مشاركت فعال در محيط هاي كاري كه در آن تغيير بصورت يك نورم درآمده است توجه صاحبنظران آموزش و پرورش را به مهارتهاي اساسي مورد نياز جلب نموده است. توانايي استفاده از تكنولوژي اطلاعات و بهره گيري مؤثرتر از اطلاعات به يكي از مهارتهالي مشترك مورد نياز نيروي انساني مورد نظر بازار كار تبديل شده است. در واقع وجود كارگراني با آگاهي و دانش بالا ديگر يك خيال دور از دسترس نيست. زمينه هاي شغلي سنتي محو شده اند طوريكه اكنون كارفرمايان و مديران صنايع و كارخانجات به شدت بدنبال جذب نيروهاي انعطاف پذيري هستند كه با قابليت هاي فردي برجسته مي توانند نقش هاي متعددي را در زمانهاي مختلف ايفا نمايند و قادرند مهارتها و فرايندهاي جديد را فرا گيرند.

محدوديتها و تنگناهاي پژوهش:

فقدان ابزاري استاندارد شده و بين المللي امكان تطبيق نتايج را با يافته هاي پژوهشي مشابه در داخل و خارج كشور فراهم نياورد.

فقدان پرسشنامة استاندارد شده جهت استفاده

محدود شدن موضوع به يك پايان نامة دانشجوئي مشكلات مالي و محدوديت زماني از جمله موارد تأثيرگذار بودند.

التزام به رعايت ضوابط اداري دست و پاگير جهت حضور و جمع آوري داده ها در كارخانه ها

محدود بودن تحقيق به مناطق 9 و 10 شهر تهران بوده، چنانچه تحقيق در حجمي وسيعتر اجرا مي شد، نتايج قابل تعميم تري بدست مي آمد.
پيشنهادات براي پژوهشهاي آتي:

ارتباط آموزشهاي فني و حرفه اي را با نيازهاي بازار كار از ديدگاه مديران هنرستانها و مربيان آنها بررسي نمايند.

ارتباط آموزشهاي فني و حرفه اي را با نيازهاي بازار كار از ديدگاه فارغ التحصيلان هنرستانها، بررسي نمايند.

در پژوهش حاضر تنها دو رشته از رشته هاي فني و حرفه اي مناطق 9 و 10 شهر تهران بررسي شد، به نظر مي رسد براي جامع بودن و امكان تصميم بهتر نتايج، كل رشته هاي فني و حرفه اي مورد بررسي قرار گيرد.

در استفاده از ابزارهاي جمع آوري داده ها به پرسشنامه بسنده نكرده، خصوصاً از مصاحبه هاي آزاد استفاده شود.

توصيه مي شود چنانچه پژوهشگران مايل به ارايه يافته هاي ارزشمند باشند به جاي استفاده از شيوه هاي مطالعات عرضي و مقطعي از شيوه هاي طولي استفاده نمايند.
منابع و مآخذ:

ابطحي، حسين، آموزش و بهسازي منابع انساني، چاپ اول، تهران، مؤسسه مطالعات و برنامه ريزي آموزشي سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران. (1368)

جارياني. ابوالقاسم، زنگ ها براي فن آوري اطلاعات (ICT) به صدا درمي آيد، سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي، شهريورماه 1381.

جارياني. ابوالقاسم، گزارشي از هفتمين كنفرانس بين المللي آموزشي سازمان يونسكو ACIED. تايلند-بانكوك، 2001، سازمان پژوهش و برنامهريزي آموزشي

حق جو، ناصر، ضرورتهاي توسعه آموزش و پرورش فني و حرفه اي، فصلنامة هماهنگ شماره 30.

حكيمي. محسن، مديريت آموزش فني و حرفه اي. انتشارات يونسكو در ايران، 1374

حوريزاد. بهمن، اشنايي با برنامه ريزي تحصيلي-شغلي، انتشارات وزارت آموزش و پرورش، 1374
7- دلاور، علي، مباني نظري و عملي پژوهش در علوم انساني و اجتماعي، چاپ اول از ويرايش جديد، انتشارات رشد (1380)
8- دلاور، علي، روش تحقيق در روان شناسي و علوم تربيتي، چاپ دوم، نشر ويرايش (1375)

9- دلاور، علي، احتمالات و آمار كاربردي در روان شناسي و علوم تربيتي، چاپ پنجم، انتشارات رشد (1380)

10- رخشان، فريدون، طراحي و تحليل نظامهاي آموزشي، نبريز، انتشارات نيما. (1366)

11- راجر كافمن و جري هرمن، برنامه ريزي استراتژيك در نظام آموزشي، ترجمة فريده مشايخ و عباس بازرگان، انتشارات مدرسه.

12- سيف، علي اكبر، روان شناسي پرورشي، تهران، انتشارات آگاه، (1370).

سيف هلي اكبر، روشهاي اندازه گيري و ارزشيابي آموزشي، چاپ سوم، انتشارات آگاه، (1378).

13- سبحان الهي. محمدعلي، فصلنامة علمي تخصصي مديريت و توسعه، شماره 15. زمستان 1381

14- سلطاني. حسين، بررسي ارتباط برنامة درسي آموزشهاي فني و حرفه اي رسمي با نيازهاي بازار كار در شهر تهران، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه علامه طباطبائي، دانشكدة روان شناسي و علوم تربيتي، 1379.

15- سند برنامه، برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران (1382-1379)، پيوست شماره 2، لايحه برنامه، جلد دوم، انتشارات سازمان برنامه و بودجه.

16- شفيع آبادي. عبدالله. آشنايي با برنامه ريزي تحصيلي، شغلي، انتشارات وزارت آموزش و پرورش.

17- عزيزي، نعمت الله، ارتباط آموزش و توسعة اقتصادي، فصلنامة تعليم و تربيت شماره 55 و 56

18- عزيزي، نعمت الله، آموزش و پرورش و بازار كار: آماده سازي جوانان با صلاحيتها و مهارتهاي اساسي، مقالة ارائه شده به مهندسي اصلاحات آموزش و پرورش، 1381

19- عباس زادگان. سيد محمد و ترك زاده. جعفر، نيازسنجي آموزشي، شركت سهامي انتشار، چاپ اول 1379

20- علاقه بند. علي، جامعه شناسي آموزش و پرورش، انتشارات بعثت 1373

21- فتحي واجارگاه، كورش و مهرمحمدي. محمود، الگوي جامع و پوياي نيازسنجي برنامه درسي، فصلنامة تعليم و تربيت شماره 57

22- فيوضات. يحيي، مباني برنامه ريزي آموزشي، نشر ويرايش. 1380

23- قاسميان. سعيد، آموزش و پرورش و توسعه اقتصادي، پايان نامة كارشناسي ارشد، دانشگاه تهران، دانشكدة اقتصاد، 1369

24- كريمي. مدد، بررسي ارتباط آموزشهاي فني و حرفه اي رسمي با نيازهاي بازار كار از نظر هنرجويان، مديران و مسئولين صنايع در استان آذربايجان شرقي، پايان نامة كارشناسي ارشد، دانشگاه علامه طباطبائي، دانشكدة علوم تربيتي.

25- لاهيجانيان، الرم الملوك، بررسي وضعيت اشتغال فارغ التحصيلان رشته الكترونيك آموزشكده هاي فني، پايان نامة كارشناسي ارشد برنامه ريزي آموزشي، دانشگاه تهران، دانشكدة علوم تربيتي، 1370

26- ميكائيل پور. حسين، بررسي و تخمين كارايي و بهره وري سيستم آموزش و پرورش در ايران، پايان نامة كارشناسي ارشد، دانشگاه علامه طباطبائي، دانشكدة اقتصاد، 1379

27- محسن پور. بهرام، مباني برنامه ريزي آموزشي، انتشارات سمت. 1379.

28- ملكي. غلامحسين، چكيدة مقاله هاي همايش ملي مهندسي اصطلاحات در آموزش و پرورش انتشارات پژوهشكدة تعليم و تربيت، خرداد 1381

29- متوسلي. محمود، سرمايه گذاري در نيروي انساني و توسعه اقتصادي، ناشر مؤسسة تحقيقات پولي و بانكي وابسته به بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران، چاپ اول، اسفند 1370.

30- ملاح. نازنين، ارزيابي كارايي دروني و بيروني هنرستانهاي حرفه اي دولتي دخترانه استان گلستان، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشكدة علامه طباطبائي، دانشكدة روان شناسي و علوم تربيتي. 81-1380

31- مقاله هايي در باره آموزش در سازمان اداري، نوشته و ترجمة گروهي از اساتيد و نويسندگان، تهران، مركز آموزش مديريت دولتي (1369)

32- نفيسي. عبدالحسين، بررسي نارسائي هاي ارتباط نظام هاي آموزش و پرورش و بازار كار و ارائه راه حل هاي اصلاحي. تهران، انتشارات مدرسه، (1379)

33- نفيسي، عدبالحسين، رويكردهاي آموزشي فني و حرفه اي و چالش هاي پيش روي آن. تهران، پژوهش نامة آموزشي، شماره 34

34- يونسكو، آموزش حرفه اي در حال گذار، انتشارات مدرسه، 1370

Refrences:

1-lerouk, J.A. and Laflrur, s. (1995), Employability Skills:

the demonds of the workplace the vocational Aspect of Education

2-pullen,P. and startup, R. (1985), General studies and Employer, the vocational Aspect of Education.

3-Law, D.A. and pepple, J.D (1

برچسب: نویسنده: نگار حسینی‌پور تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 21:17

صفحه بندی