يا لطيف
سازمان آموزش و پرورش 3 كرج
موضوع:
بلوغ و بحران بيولوژيكي عاطفي
تهيه كننده:
فرح پشم چي
فهرست
1-مقدمه2
2-بلوغ5
3-انواع بلوغ5
4-سن بلوغ7
5-نشانه هاي بلوغ9
6-بلوغ و بحران بيولوژيكي11
7-بلوغ و بحران عاطفه15
8-منابع26
در جريان رشد انسان دوران حساسي وجود دارد كه در شكل گيري شخصيت و زندگي فرد نقش مهمي ايفا مي نمايد سالهاي آغازين كودكي و دوره نوجواني از اين مراحل سرنوشت ساز ميباشد.
شناخت دنياي پر رمز و راز نوجواني كه دوران تحول سريع جسماني، تحول در رفتار و شخصيت، دوران بازسازي تجربه ها، نظام ارزش ها و بالاخره دوران پي بردن به هويت خويشتن است، از اهميت والايي برخوردار است نوجواني دوره اي است از تغييرات زيستي، رواني و اجتماعي. هر نوجوان عضوي از يك خانواده و جامعه است كه آنها نيز در حال تغييرند. در پي تغييرات اجتماعي و اقتصادي در قرن كنوني، زندگي خانوادگي امروزي با قرن گذشته تفاوت بسياري يافته است. كامپ نر نشان داد كه روابط خانوادگي مطمئن در نوجواني، تحول «هويت من» را بهبود مي بخشد. همچنين بحرانهاي دوره نوجواني قابل پيش بيني و پيشگري است. لازمه آن آشنايي كافي با ويژگيهاي رشد در دوره نوجواني است والدين ممكن است اطلاعات لازم را در مورد آنچه قابل توجه است و آنچه قابل توجه نيست و چگونه مي توان با تهديدهاي ناشي از بلوغ مقابله كرد، در اختيار نوجوان قرار دهند. حفظ ارتباط مثبت بين والدين و نوجوان، مي تواند يادگيري نوجوان را، در مورد آنچه به شايستگي هاي اجتماعي او مربوط ميشود، تسهيل كند، زيرا روابط متقابل با خانواده، نوجوان را در جهت اجتماعي شدن سوق ميدهد.
عدم موفقيت نوجوان در شكل دادن به يك هويت فردي اعم از اين كه به علت تجارب نامطلوب كودكي و يا شرايط نامساعد كنوني باشد، سبب ايجاد بحراني مي گردد كه اريكسن آن را «بحران هويت» نام برده است. بحران هويت يا گم گشتگي در نقش اجتماعي در بسياري از موارد نمودي از عدم توانايي در انتخاب شغل و يا عدم ادامه تحصيل دارد. بسياري از نوجوانان در اين بحران هويت احساس پوچي، از خودبيگانگي و تنهايي و غربت مي كنند و گاهي به دنبال هويت منفي مي گردند، هويتي كه درست در خلاف چيزي است كه اولياء يا جامعه براي آنها در نظر گرفته است.
بلوغ
بلوغ در زبان فارسي به معناي رسيدن و به حد رشد رسيدن است.
يكي از بحراني ترين دوره هاي زندگي هر فرد، دوره بلوغ است. بلوغ مرحله اي از رشد است كه براي همه نوجوانان اعم از پسر و دختر، خواه ناخواه حاصل مي شود. تعابير مختلف دين پژوهان و روانشناسان از اين دوره، حاكي از اهميت و حساسيتي است كه آنها براي پديده بلوغ قائلند ژان ژاك روسو، بلوغ را ولادت دوم مي خواند. گويي نوجوان در آستانه ورود به دوره بلوغ با جهاني نو آشنا مي شود و ديگر بار متولد مي گردد و افقهاي جديدي در برابر ديدگاهش گشوده مي شود. تحول و تغيير و عدم ثبات در رفتار در اين دوره به حدي است كه بعضي آن را زندگي تشنج آميز و دوران منفي ناميده اند.
انواع بلوغ
با توجه به موارد استعمال اين واژه مي توان به انواع بلوغ كه مهم ترين آنها عبارت اند از
1-بلوغ جسمي
ارگانيزم بدن انسان در 5 سال اول زندگي به سرعت رشد ميكند و سپس به كندي ميگرايد و دوباره در دوره نوجواني و بلوغ سرعت دوباره خود را بازيافته و در سن خاصي به هدف نهايي خود مي رسد.
2-بلوغ شرعي
كه همان سن تكليف ديني است براي دختران پايان 9 سالگي و براي پسران پايان 15 سالگي (قمري)
3-بلوغ عقلي
در شرايطي حاصل مي شود كه فرد در اكثرمواقع بتواند تصميمات منطقي اتخاذ نمايد.
4-بلوغ جنسي
به معناي رسيدن به سن توليد مثل است كه باز ازدياد هورمون ها آغاز مي شود.
5-بلوغ رواني
بلوغ ناشي از رشد روان است كه مستلزم وجود جنبه هاي مختلف از قبيل، هوش، پختگي و درك مفاهيم اخلاقي ميباشد.
6-بلوغ اجتماعي:
بلوغي است كه در آن نوجوان اعم از پسر يا دختر مسئول رفتار خود مي شوند و به آن سن قانوني نيز مي گويند كه بر اساس قوانين موجود در ايران سن 15 سالگي ميباشد.
7-بلوغ شخصيتي
زماني نوجوان داراي بلوغ شخصيتي مي گردد كه بتواند مستقلاً تصميم بگيرد و عمل نمايد و بتواند اراده اش را اعمال كرده و متكي به خود باشد.
سن بلوغ
براي آغاز بلوغ طبيعي، سن معيني وجود ندارد و در محيط هاي مختلف، متفاوت است.
اما بيشتر محققين بر اين عقيده اند كه سن شروع بلوغ طبيعي در دخترها 16 تا 9 سالگي و در پسرها 17 تا 10 سالگي است و در مجموع، اصطلاح بلوغ به دوره بين 18 تا 12 سالگي اطلاق مي گردد ولي عوامل متعددي از قبيل عوامل محيطي، فرهنگي، موروثي، اجتماعي و تغذيه اي در پيدايش بلوغ مؤثر است با اين حال دختران زودتر از پسران بلوغ زندگي خويش را آغاز مي كنند و زودتر نيز اين مرحله را به پايان ميرسانند.
بلوغ زودرس و بلوغ ديررس
بلوغ زودرس:
پديده اي فيزيولوژيك است كه در هر دو جنس پسر و دختر مشاهده مي گردد و در اين حالت فرد زودتر از هم سالان خود علائم و آثار بلوغ را ظاهر مي سازد از جمله عوامل مؤثر در بلوغ زودرس، تغذيه (مثلاً مصرف ويتامين e) و همچنين وضع نامساعد اخلاقي در اجتماعات بي بند و بار آب و هواي معتدل بلوغ را تسريع مي سازد.
بلوغ ديررس:
اي پديده نيز در هر دو جنس دختر و پسر ديده مي شود در شيوع آن در پسرها بيش از دختران است به طور كلي هرگاه تا سن 17 سالگي آثار و نشانه هاي بلوغ در فرد ظاهر نشود وي دچار بلوغ ديررس گرديده كه نژاد، تغذيه، عوامل فيزيكي و رواني موجود در محيط زندگي در تأخير ظهور بلوغ و ميزان ترشح هرمون هاي مربوطه اثر مي گذارد.
توجه
در هر حال هر كدام از بلوغ زودرس و ديررس، عوارضي بر فرد بالغ دارد، كه مي توان به احساس حقارت در بلوغ ديررس و اضطراب و پريشاني و نگراني در بلوغ زودرس اشاره كرد. البته در حال اين معضل از طريق تجويز دار و روان در حالي كنترل و از عوارض آن جلوگيري مي گردد.
نشانه هاي بلوغ:
بارزترين نشانه هاي بلوغ با دگرگوني هاي فيزيولوژي در بدن همراه است به نظر زيست شناسان، منشأ طبيعي بلوغ، ترشح هورمون هاي جنسي به ضميمه فعاليتهاي منظم بعضي ديگر از غدد داخلي است.
مهم ترين دگرگوني هاي بدني دوره نوجواني، ظهور ويژگي هاي نخستين و ويژگيهاي ثانويه است. در آستانه بلوغ، رشد عمومي بدن دچار تغييرات و دگرگوني هايي مي شود يكي از مهم ترين تحولات انقلابي دوران بلوغ، رشد سريع استخوان ها، عضلات و كليه اعضاي داخلي بدن است و اين رشد و نمو سريع و مشهود نوجوان، بالغ را با بحرانهايي مواجه ميكند بارزترين بحرانهاي دوران بلوغ عبارتند از:
بلوغ و بحران بيولوژيكي
بلوغ و بحران عاطفي
بلوغ و بحران بيولوژيكي
تغييرات ظاهري در دوران بلوغ، نوجوان را با بحران بيولوژيكي مواجه ميكند تغييرات بيولوژيكي دختران در سنين 9 تا 12 سالگي و در پسران از 11 تا 13 سالگي بروز ميكند. طي دوره 15 تا 20 سانتي متر بر قد و 20 تا 25 كيلوگرم بر وزن نوجوان اضافه مي شود. رفته رفته خصوصيات ثانويه جنسي از قبيل رويش موي صورت و تغيير صدا در پسران و پريود ماهيانه در دختران بروز ميكند.
آنچه پسران را از تغييرات بيولوژيكي مضرب سازد پيدايش دانه هاي سياه رنگ بر روي پوست خصوصاً در اطراف بيني روي چانه يا روي شانه ها ميباشد.
يك اثر عمومي كه در همه پسران پيدا خواهد شد تغيير صدا است كه بر حسب آب و هوا و نژادهاي مختلف زودتر يا ديرتر ظهور مي نمايد. تارهاي صوتي از لحاظ طول دو برابر مي شوند. صدا كه تا آن هنگام زير بود، در مدت چند ماه طنين مخصوصي پيدا كرده و به اصطلاح دو رگه مي شود و بعد از چند هفته از شدت آن كاسته مي شود و به تدريج حالت صداي اشخاص بالغ را پيدا ميكند در 17 سالگي آفرين تغييرات صوتي نيز از بين مي روند.
البته صداي دختران نيز تغيير ميكند اما كمتر محسوس است. طنين صدا رساتر و بليغ تر مي گردد و در حدود 15 سالگي وضع ثابتي به فرد مي گيرد.
آنچه بعنوان بحران بيولوژيكي در دوره بلوغ حائز اهميت است اينكه با بحران بلوغ، كشش جنسي آغاز مي شود و نوجوان به موضوعات جنسي حساس مي گردد. غالباً نوجوانان از اين تغييرات ناآگاهند و گاهاً دچار وحشت و اضطراب مي شوند.
دبس، جهالت و شتاب زدگي را در خظر بزرگ در اين مرحله از رشد آدمي مي داند.
قابل ذكر است كه تغييرات بلوغ در همه افراد يكسان نيست. تغييرات بدني همراه با بلوغ ممكن است در برخي از نوجوانان در اوايل بلوغ روي ميدهد و در برخي به تأخير مي افتد.
حتي مشاهده شده كه در بعضي از پسران، سينه ها رشد ميكند و نشيمن گاه پهن مي گردد. اين تغييرات دلالت بر داشتن اندام زنانه نيست و نبايد نوجوان و ديگران را نگران اين امر كند.
همچنين در دختران ممكن است سينه ها كمي ديرتر رشد كند و نبايد اين امر سبب نگراني گردد زيرا تغييرات بلوغ گاهي به تأخير مي افتد.
راههاي غلبه بر بحران بيولوژيكي
براي عبور از اين بحران، نوجوانان و والدين آن ها وظايفي دارند. وظيفه والدين كمك به نوجوانان و راهنمايي آنان از طريق ارائه اطلاعات صحيح و جامع درباره تحولات دوره بلوغ است. چون هرگونه سهل انگاري مي تواند نوجوان را به اطلاعات غلط و از آن بدتر اطلاعات ناقص سوق داد، و در نهايت آن ها را با مشكلات جسمي و رواني مواجه كند.
يكي از بهترين روشهاي اطلاع جهت غلبه بر بحران بيولوژيكي بلوغ برگزاري دوره هاي آموزش خانواده در مدارس توسط مدرسين ميباشد كه جامع ترين اطلاعات و تحولات را درباره دوران بلوغ و همچنين راهكارهاي كاربردي در دستيابي به بالاترين هنجارهاي سلامت در نوجوانان را بيان مي نمايند.
يكي از روانشناسان به نام دبس عقيده دارد كه مادر بايد دختر خود را پيش از دوران بلوغ از عادت ماهانگي مطلع سازد و بهتر اين است كه حالت و روحيات اين دوران، رعايت بهداشت و بهبود تغذيه و افزايش ميزان ساعات استراحت نيز به دختران آموزش داده شود تا مادران سالمتري در جامعه آينده داشته باشيم.
نوجوان پسر نيز بايد بداند گاهي در خواب حالتي خاص به وي دست ميدهد. پدر وظيفه دارد كه فرزند خود را از اين شرايط مطلع سازد و به وي اطمينان خاطر دهد كه او نبايد از اين واقع نگران باشد اين قوي ترين ميل غريزي است كه خداوند متعال در نهاد انسان قرار داده است تا پشتوانة بقاي نسب و نويدي براي پدر شدن باشد.
توجه
شدت ميل جنسي در پسران بيشتر از دختران است. از اين رو آسيب پذيري آن ها نيز بيشتر است. اگر اين ميل در نوجواني به هيجان آيدؤ عواقب شومي به دنبال دارد.
مؤثرترين روش براي كنترل و مهار غريزه جنسي، پرورش و تقويت روحيه ديني و پس از آن، اجتناب از اسباب تحريك كننده مانند فيلم، عكس هاي مبتذل و پرهيز از دوستان فاصد و روي آوردن به سرگرمي هاي سالم شامل ورزش، موسيقي، …
البته به همان اندازه كه در اين دوره، نوجوان در معرض هجوم وسوسه هاي و طوفان غريزه جنسي، قرار مي گيرد و با مشكلات جدي رو به رو مي شود، پاك ماندن نوجوان در اين مرحله و ايستادگي در برابر تمايلات دروني، ارزش مند و قابل تقدير است.
رسول خدا(ص) مي فرمايد خداي تعالي به وجود جوان پرهيزكار بر فرشتگان مباهات ميكند.
در جواني پاك بودن شيوه پيغمبري استورنه هر گبري به پيري مي شود پرهيزگار
بلوغ و بحران عاطفي
مهم ترين تحول دوران بلوغ بعد از ظهور صفات ثانويه جنسي، تحولات عميق عاطفي است. كه شخصي ترين تحولات عاطفي در دوران بلوغ عبارتند از
هويت و بحران هويت
انگيزه استقلال طلبي
پرخاشگري
ارتباط با همسالان
هويت:
روانشناسان معتقدند يكي از فرايندهاي مهم دوره نوجواني، هويت يابي است. كسب هويت در ارتباط نزديك و مستقيم با تصوير ذهني نوجوان از خود است. تصوير ذهني، تصوري است كه هر فرد از خود دارد و يك فرايند اكتسابي ميباشد كه به دو صورت مثبت و منفي نمودار پيدا ميكند چنانچه هويت مثبت باشد و تقويت گردد نوجوان به خود شكوفايي مي رسد و در صورت هويت منفي كه عوامل اجتماعي نيز آن را تقويت كنند منجر به اضطراب، افسردگي مي گردد.
بحران هويت:
يكي از بحرانهاي مهم در طول زندگي هر انساني بحران هويت است كه در نوجواني اتفاق مي افتد و اختلال عمده اي در سازگاري شخصي، روابط اجتماعي، پيشرفت تحصيلي و طرحريزي شغلي نوجوان ايجاد ميكند از آنجايي كه رشد و تكامل شخصيت فرد وابسته به حل اين بحران است بايد نوجوان را در گذر از اين مرحله يار نمود نوجوان با در نظر گرفتن تجربيات گذشته و قبول تحولات بلوغ مي خواهد هويت خويش را از نو باسازي كند. حتي مخالفت و ستيز نوجوان با والدين خود و عصيان آنان در برابر ارزش ها و دخالت هاي ديگران براي تثبيت هويت و جدا نمودن هويت خويش از سايرين است.
اين بحران باعث شده است كه طوفاني در درون نوجوان ايجاد شود و با انواع ترديدها، سردرگمي رو به رو گردد. چون عواطف و هيجانات وي پايدار نيست زود خوشحال شده و به سرعت در غم و اندوه فرد مي رود. همين تغيير در عواطف او را خسته و رنجور ميكند و به واكنش تند و ناسازگاري سوق مي دهند همچنين جوانان در سن بلوغ، خود شيفته هستند. آن ها نسبت به تصوير خود در آينه وسواس به خرج مي دهند و گاهي ساعت ها خود را در آينه نگاه مي كنند كه اين عمل معمولاً موجب اعتراض والدين مي گردد و او بلافاصله در جهت حمايت از خود به اعتراض پاسخ ميدهد.
توجه
به والدين بايد توصيه كرد كه سعي كنند نوجوانان را در اين دوره بحراني درك كنند و سركشي ها و مخالفت هاي نوجوانان در اين دوره را به صورت علائم رشد و از خصوصيات دوره نوجواني تعبير كنند و آن را مقدمه قطغي يك واقعه نگران كننده كه آينده نوجوان را تهديد مي كند، ندانند برخورد صحيح آنان به نوجوانان كمك خواهد كرد تا از اين برهه پر تلاطم و آشوب بگذرد.
به والدين بايد آگاهي داد كه استفاده از روشهاي زير مانع كسب هوي مثبت در نوجوانان مي شود كه عبارتند از
1-خشونت7-سرزنش
2-تنبيه8-تحميل نظرات خود
3-تحقير9-بي توجهي
4-ترس10-رها كردن نوجوان
5-انتقاد مداوم11-محدوديت بيش از حد
6-مقايسه12-حمايتهاي افراطي
انگيزه استقلال طلبي
جوان از يك طرف از نظر اقتصادي وابسته به والدين است و از طرفي مي خواهد مستقل عمل كند. برخي روانشناسان معتقدند انسان در سه مرحله به استقلال مي رسد
مرحله اول، هنگام دنيا آمدن
مرحله دوم، هنگام از شير گرفتن كودك
مرحله سوم: دوران بلوغ
دبس روان شناس معروف فرانسوي اين دوره را فطام يا از شير گرفتن رواني نام نهاده است.
لوين معتقد است: نوجوان در دوره اي زندگي ميكند كه مي توان آن را دوره بي سر و ساماني رواني ناميد زيرا او نه كودك است نه كاملاً بزرگسال شده است بحران بلوغ، نوجوان را در يك وضعيت مبهم و پيچيده اي قرار ميدهد كه نمي داند چه كاري بكند. همين عدم اطمينان نسبت به نقش خود، موجب مشكلات زيادي براي نوجوان ميشود و او را زودرنج، دو دل و بي ثبات مي سازد.
توجه
والدين و مربيان با برخورد سالم با اين بحران مي توانند تا حد زيادي در فروكش كردن آن دخيل باشند البته نبايد فراموش كرد كه اين امر در آن ها چندان با دوام و ريشه دار نيست و به تدريج عواطف و احساسات و خواسته هايشان جهت مي گيرد.
پرخاشگري
يكي از حالات رواني و عاطفي نوجوان، پرخاشگري است، چون وي قصد دارد با كمك اين مكانيسم ضعف و حقارت خويش را پنهان كرده و اطرافيان را متوجه قدرت و بزرگي خود كند از طرفي، حساسيت ها و هيجان ها با تغييرات و تحول غدد داخلي، ميزان ترشح هورمون ها رابطه مستقيم دارد و اگر تصوير ذهني فرد از خودش منفي باشد و همراه آن احساس ناكامي، درماندگي و بيهودگي نمايد روحيه تهاجمي در وي افزايش يافته و ممكن است اقدام به كتك كاري در منزل يا در مدرسه نمايد.
توجه
والدين و مربيان بهتر است بدانند كه هر قدر با نوجوان به عنوان يك كودك رفتار كنند او پرخاشگرانه تر عمل خواهد كرد و بيشتر در جهت رسيدن به حقوق و امتيازاتي كه به دليل رشد يافتگي اش توقع برخورداري از آنها را دارد پافشاري خواهد خوب است به آنها بياموزيم در شرايط بحران خوب ظاهر شوند
ياد بدهيم در شرايط بحران واكنش مطلوب نشان دهند
ياد بدهيم در شرايط بحران با روحيه تهاجمي با مسائل برخورد نكنند
ياد بدهيم كه شرايط بحران با روحيه تهاجمي با مسائل برخورد نكنند
ياد بدهيم كه شرايط بحران را آن طور كه هست ارزيابي كنند و بي مورد از كاهي، كوهي نسازند
قابل ذكر است كه فعاليتهاي بدني، ورزش و تفريح و انجام تكاليف ديني و عبادات، تأثير فراواني در حفظ تعادل عاطفي و كنترل خشم نوجوانان دارد.
هارلوك، يكي از روانشناسان حالات هيجاني و عاطفي نوجوانان را به خصوص در اوايل و اواسط بلوغ، داراي مشخصه هاي زير مي داند
شدت
فقدان كنترل
عدم ثبات و يا تغيير ناگهاني از حالت شعف به حالت نااميدي
اخلاق متغير
پيدا شدن احساسات عاقلانه نظير، وطن دوستي و وفاداري، احترام به ديگران و خداجويي
بلوغ و ارتباط با همسالان
انگيزه استقلال و جدا شدن از والدين سبب مي گردد نوجوان در درون خود احساس خلاء و تنهايي كند اين احساس تنهايي كه به مراحل رشد مربوط مي شود، نوجوان را بر آن مي دارد كه با هم سالان خود ارتباط برقرار كند پس دوستي نوجوانان بر اساس يك نياز اجتماعي شكل مي گيرد بر اساس نظريه اريكسون نيل به تعلق و پيوند با ديگران كه شامل رابطه گرم و پخته و معني دار با ديگران است، همه نياز دارند فرد يا افرادي را در زندگي داشته باشند تا بتوانند آزادانه با او صحبت كنند.
معمولاً جوان تازه بالغ به دوستان خود وفادار است تا جايي كه هيچ انتقادي را درباره دوستانش نمي پذيرد. در قالب موارد گروه هاي هم سالان و دوستان نوجوان به قدري در زندگي اجتماعي او نقش دارند كه والدين براي القاي نظر خود از دوستان نوجوان استمداد مي جويند. يكي از مهمترين دلايل دوستي ها و رفاقت ها و پناه بردن به گروه هم سالان در اين دوره، مشابهت مشكلات آنان است.
بنابراين بودن در كنار آنان و بيان راز دل به دوستان، سبب آرامش روحي و تقليل كشمكش هاي رواني مي شود.
توجه
البته نبايد مسئوليت والدين را در بررسي دوستان ناديده گرفت. هرگونه اهمال و بي تفاوتي ممكن است زيان هاي جبران ناپذيري را به بار آورد. والدين بايد مراقب باشند كه فرزندان نوجوان آن ها با چه كساني طرح دوستي مي ريزند، چون دوستي نوجوان بر مبناي تبادل عاطفي و نياز روحي است. انگيزه هاي عاطفي باعث مي شود آن ها در انتخاب رفيق دقت لازم را مبذول ندارند. و اين دوستي ها حساب نشده مي تواند ثمرات تلخي ببار آورد. امام علي (ع) مي فرمايد: كسي كه ناسنجيده با ديگران پيمان دوستي مي بندد، ناچار بايد به رفاقت اشرار تن دهد.
هامچك عملكرد گروه هم سال را به صورت زير بيان ميكند
جانشين شدن براي خانواده
منبع احترام شخص
منبع ثبات و استواري در زماني كه دوره تحول و انتقال است
سپري در مقابل فشار بزرگسالان
منبع قدرتي كه فرد طرز رفتار خود را از آن ها مي گيرد
الگويي براي رشد اجتماعي، اخلاقي، عاطفي و ذهني
نتيجه گيري
1-والدين و مربيان آنگاه كه در مقام تربيت قرار مي گيرند نياز به آموزش، براي تكامل خود دارند.
2-با استفاده از روشهاي تربيتي علمي، مطابق با نياز حال، ضمن ايجاد تغيير مطلوب، هويت كاملتر و مثبت را جايگزين هويت منفي در نوجوانان بنمائيم.
3-با برپايي جلسات راهنمايي گروهي نوجوانان زمينه هاي احساس برنده بودن را با اشتياق و به تدريج به نوجوانان بياموزيم
4-به نوجوانان بياموزيم خود پندارنده شما بايد حدود منطقي شما باشد نه بيش از آنچه هستند و نه كمتر از آن
برچسب:
نویسنده: نگار حسینیپور